بازهم سلام

لابد شما هم مثل من شاید از آتش فقط سوختن آن را در ذهن خود

 داشته باشید ولی علی رغم سوزاندن تلخ آن آتش سوزاندن

 و حرارتی شیرین نیز دارد.

آتش در تعریف علمی آن یک واکنش  شیمایی که از خود حرارت

 و نور تولید می کند و ماهیت جسم سوخته شده را تغییر می دهد

.که برای به وجود امدن آن وجود اکسیژن و ماده قابل اشتعال الزامی است .

اما آتش برای زرتشتیان یک سمبل و ارزش است که در زمان های

 دور برای اثبات نور و عقلانیت از نور آتش برای آموزش دادن استفاده

 می کردند که نور همان نجات دهنده است برای اینکه قابلیت آن

 را نشان دهند در شب آتش می افروختند تا به وسیله راه را پیدا کند

 و  این را به شاگردان و پیروان خود بفهمانند که نور نجات بخش است

 در دل تاریکی و ظلمت این دنیا که اسیر تاریکی و سیاهی شهوت

 و گناه و انحراف شده است این تنها نور عقلانیت است که نجات بخش

 است به فرموده قرآن اله نور السموات و الارض که منظور قران از نور 

 همان عقلانیت و عقلایی فکر کردن است که آدمی را به هدایت می رساند

 البته تا فراموش نکرده ام بگویم که بعد ها زرتشتیان دچار احراف شده

 و از نور عقلانیت دور شدند و آتش را مقدس شمرده و پرستش نمودند

 اما از بحث دور نشویم وقتی می گوییم ان الحسین مصباح الهدی لابد

 دلیلی دارد و دلیل آن این است که چراغ و نور حسین می توانند در تمام

 بن بست های موجود در این دنیایی گرفتار سونامی انحراف به فریاد مابرسد

 و در غار تاریک دنیا مارا نجات دهد و روزنه امید به دنیایی نور و عقلایی

 فکر کردن را برای ما بگشاید و اما خود قرآن ما هم آتش را به چند دسته

 تقسیم کرده است ۱*آتش شیطانی:

 یعنی همان غرور و کبر و خود خواهی که عقل را در وجود انسان

 می سوزاند و نه اینکه شیطان در مقابل فرمان خداوند با غرور ایستاد

 و گفت من از آتشم و این یعنی آدم از خاک سرد و بی روح است ولی

 من شیطان از آتشم که نور و حرارت دارد و همین غرور و عجب او را از

 عزت به زیر آورد و با کبر مزد عبادت از خدا خواست و جز راندگان حریم

 خدا شداین آتش غرور شاید امروزه بسیار ی از اندیشه ها را می سوزاند

 و بشر امروز خود غافل است

۲*آتش تجسم عمل

:یعنی همان عملی در قبال انجام آن هم زندگی دنیایی و هم آخرت

 به هم میریزد البته این بیشتر در مورد معاد صدق می کند کسی که

 مال مردم را می خورد حق مردم را ضایع می کندنور عقلانیت

 رفته رفته در او خاموش می شود در تاریکی حرص و طمع و مال اندوزی

 غرق می شود

۳*آتش بردا و سلاما:

همان نور و اندیشه که تمام حس های بد و سوختن ها ی که

 در نتیجه دنیا گرایی است را برای انسان گلستان می کند همان

 آتشی که در مقابل آتش نمرود قرار گرفت و در این تقابل آتش و

 حرارت ایمان ابراهیم و نور و حرارت ایمان به خدا آتش نمرود خاموشی

 گرایید و گلستان شد تا نور ایمان به خدا برد و سلامی باشد به وسعت زندگی بشر

۴*آتش رحمانی:

آن نور و حرارت نجات بخش الهی است که در زندگی

 هر کس مایه نجات او می شود مثل فضیل و امثالم

۵*آتش آخرت:که این برای همه شناخته شده است و

 این آتش در خور کسی است که نورالسموات و الارض

 را گم کرده است و در غار گناه گرفتار شده است این آتش

 برای کسی است که حرارت عشق الهی را درک نکرده است

 و در سرمای جهل مانده ست آن آتش برای کی است که به

 جای نور خدا دنبال نور مجالس غیر خدا بوده است و چراغ

 محفل کسانی شده است که با خدا لجاجت می کنند

مطلب خیلی عمیق و من ناتوان دوستان مرا ببخشید ولی

 به همین مقدار بسنده کنید

برگ سبزیست تحفه درویش چه کند بینوا همین دارد

منتظر نظرات شما هستم

در میان نور و حرارت قنوتتان مرا از دعای خیر خود بی نصیب نکنید